الفيض الكاشاني
431
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
چنان كه يوسف را دور كردند تا آنگاه كه يكى از آنان شفاعت كرد و دست از او بازداشتند . همچنين خداوند آنان را به هنگامى كه عزم كردند يوسف را بيرون برند به زهد توصيف نفرموده جز آنگاه كه به تسليم و فروش او تصميم گرفتند ، چه نشانهء رغبت نگهداشتن و علامت زهد بيرون كردن است . بنابراين اگر قسمتى از دنيا را از دست خود خارج سازى و قسمتى را نگهدارى تنها نسبت به آنچه از دنيا ترك كردهاى زاهدى و زاهد مطلق نيستى ، و اگر مالى ندارى و دنيا به تو مساعدت نكرده زهد در مورد تو قابل تصوّر نيست ، زيرا كسى كه بر فعل چيزى قدرت ندارد بر ترك آن نيز قادر نيست . بسا شيطان تو را بفريبد و گمان كنى كه اگر از دنيا چيزى نداشتى نسبت به آن زاهدى ، لذا نبايد بىآن كه از عهد محكمى كه با خدا مطمئنّ و قويدل باشى بدان فريفته شوى ، زيرا هر گاه خودت را در حال قدرت بر فعل نيازموده باشى نبايد در آن حال به قدرت بر ترك اطمينان كنى . بسا كسان كه به هنگام عدم قدرت بر گناه گمان مىكنند از گناه بيزارند ، ليكن هر گاه اسباب آن بدون مانع و ترس از مردم براى آنها فراهم شود به آن آلوده مىشوند . هر گاه نفس در محرّمات تا اين حدّ مغرور و فريفته مىشود بپرهيز كه به وعدههاى آن در مباحات اعتماد كنى و عهد محكم آن است كه در حال قدرت پياپى آن را بيازمايى . هر گاه نفس به آنچه پيوسته وعده مىدهد وفا كند و مانع و عذر ظاهرى و باطنى وجود نداشته باشد باكى نيست كه اندكى به آن اعتماد كنى . ليكن از دگرگونى آن بر حذر باش ، زيرا نفس بسرعت پيمان را مىشكند و به مقتضاى طبع باز مىگردد . خلاصه آن كه از نفس امانى نيست جز به هنگام ترك و آن نيز تنها به نسبت چيزى است كه ترك كرده است و اين در صورت وجود قدرت است . از اين رو در زمان پيامبر خدا ( ص ) همهء مسلمانان مىگفتند : ما پروردگارمان را دوست داريم و اگر بدانيم محبّت او در چه چيزى است همان را به جا مىآوريم ، تا آنگاه كه خداوند آيهء : وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ ، « 8 » را نازل فرمود . ابن مسعود گفته است : من در ميان خودمان كسى را نمىشناختم كه دنيا را دوست بدارد تا آنگاه كه
--> ( 8 ) نساء / 66 : ( ما تكليف مشكلى بر دوش آنها ننهاديم ) اگر ( مانند بعضى از امّتهاى پيشين ) به آنها دستور مىداديم يكديگر را به قتل برسانند و يا از وطن و خانهء خود بيرون روند تنها شمار كمى از آنها عمل مىكردند .